که ما رو خلق کنى.
خدايا بازم ميگم شرمنده ى مهربونى تو هستم ولى مهربونيتم واسه خود،واسه
کسايى که دوستشون دارى * چطور بهت بگم که زندگى توى دنيايى که همه چيز
واسه ثروتمندانه رو دوس ندارم، پس چرا اين همه زجرم ميدى...
خدا مگه تو نگفتى ازدواج واجبه! پس از همين جا بهت قول ميدم ازدواج نکنم چون فقط اون عشق من بودو بس!
آخه اون بى پدر و مادر چى از من بيشتر داشت،از من شيک تر بود،از من سرتر بود،
مثل من عاشق تو رو دوست داشت!!
خدايا چرا وقتى قراره که ما به عشقمون نرسيم،مارو عاشق اونا ميکنى؟چرا ماها رو اين همه زجر ميدى
شرمنده تو شدم ميدونم با اين دلنوشته ديگه اصلا به من فکر نمى کنى،پس ب درک.
اينا رو گفتم تا که شايد از رو لج با ماها هم که باشه لااقل با رسوندن مرگ ما عاشقا رو
راحت کنى.
برچسب: خدا,خدايا شرمندتم,عاشق,زجر ميدى,چرا ما رو خلق کردى,
نویسنده: Hadi 2s.h2
تاريخ: يکشنبه
17 شهريور
1392 ساعت: 10:11